تبليغاتX
فردای روشن

فردای روشن

کی به هم می رسد ای یار نگاه من و تو

 

 

سر تا پاي‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ مي‌كنم، مي‌شوم‌ قد يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ كه‌ ممكن‌ بود يك‌ تكه‌ آجر باشد توي‌ ديوار يك‌ خانه، يا يك‌ قلوه‌ سنگ‌ روي‌ شانه‌ يك‌ كوه، يا مشتي‌ سنگ‌ريزه، ته‌ته‌ اقيانوس؛ يا حتي‌ خاك‌ يك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همين‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هيچ‌ وقت، هيچ‌ اسمي‌ نداشته‌ باشد و تا هميشه، خاك‌ باقي‌ بماند، فقط‌ خاك.
اما حالا يك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد، ببيند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد. يك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغيير كند.
واي، خداي‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم. همان‌ خاكي‌ كه‌ با بقيه‌ خاك‌ها فرق‌ مي‌كند. من‌ آن‌ خاكي‌ هستم‌ كه‌ توي‌ دست‌هاي‌ خدا ورزيده‌ شده‌ام‌ و خدا از نفسش‌ در آن‌ دميده. من‌ آن‌ خاك‌ قيمتي‌ام. حالا مي‌فهمم‌ چرا فرشته‌ها آن‌قدر حسودي شان‌ شد.
اما اگر اين‌ خاك، اين‌ خاك‌ برگزيده، خاكي‌ كه‌ اسم‌ دارد، قشنگ‌ترين‌ اسم‌ دنيا را، خاكي‌ كه‌ نور چشمي‌ و عزيز دُردانه‌ خداست. اگر نتواند تغيير كند، اگر عوض‌ نشود، اگر انتخاب‌ نكند، اگر همين‌ طور خاك‌ باقي‌ بماند، اگر آن‌ آخر كه‌ قرار است‌ برگردد و خود جديدش‌ را تحويل‌ خدا بدهد، سرش‌ را بيندازد پايين‌ و بگويد: يا لَيتَني‌ كُنت‌ تُراباً. بگويد: اي‌ كاش‌ خاك‌ بودم...
اين‌ وحشتناك‌ترين‌ جمله‌اي‌ است‌ كه‌ يك‌ آدم‌ مي‌تواند بگويد. يعني‌ اين‌ كه‌ حتي‌ نتوانسته‌ خاك‌ باشد، چه‌ برسد به‌ آدم! يعني‌ اين‌ كه...
خدايا دستمان‌ را بگير و نياور آن‌ روزي‌ را كه‌ هيچ‌ آدمي‌ چنين‌ بگويد.

                                                                                                                     ‌عرفان‌ نظرآهاري‌

+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت19:14توسط عطیه | |

ميلاد با سعادت مولی الموحدين , امام العارفين , اميرالمومنين حضرت

 

علی بن ابيطالب بر تمام عاشقان مبارک.

 

 

 

 

 

بخشی از حديث معرفت امير المومنين به نورانيت:

ابوذر غفاری از سلمان فارسی که خداوند از هر دوی آنها خشنود باد پرسيدکه ای اباعبدالله معرفت اميرالمومنين به نورانيت چيست؟ (سلمان) گفت : ای جندب (نام ابوذر)! بيا برويم تا اين را از خود آن حضرت بپرسيم. سپس به محل آن حضرت رفتيم و او را نيافتيم.

(ابوذر) گفت : پس به انتظار ايشان مانديم تا آن حضرت آمدند . حضرت فرمودند : چه امری شما را به اينجا کشانده است؟ ابوذر و سلمان گفتند : ای امير مومنان به نزد شما آمديم تا در مورد معرفتتان به نورانيت سوال کنيم . حضرت فرمودند : آفرين بر شما دو دوست وفادار به دين خويش که کوتاهی کننده نيستيد. به جانم سوگند که آن معرفت بر هر مرد و زن مومن واجب است.

سپس حضرت – که درود خدا بر او باد- فرمود : هيچ کس ايمان را به حد کمال خويش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد. پس آنگاه که مرا به اين معرفت شناخت هر آينه خداوند قلب او را با ايمان آزموده , سينه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بين گرديده است. و هر کس که از شناخت آن کوتاهی نمود و به آن نرسيد شک کننده و ترديدگر است. ای سلمان و ای جندب ! عرض کردند : بلی يا امير المومنين! حضرت فرمودند : معرفت من به نورانيت معرفت خداوند عزّ و جلّ است و معرفت خداوند عزّ و جلّ معرفت من به نورانيت است. و آن همان دين خالصی است که خداوند درباره آن فرمود : و امر نشدند مگر اينکه خدا را به اخلاص کامل در دين پرستش و بندگی کنند و از بندگی غير او روی برگردانند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و اين است دين راست و استوار.

...ای سلمان و ای جندب ! عرض کردند : بلی يا امير مومنان ! آن حضرت – که سلام خدا بر وی باد – فرمود: من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد , من همان کسی هستم که به امر پروردگار يونس را از شکم ماهی بيرون آورد , من همان کسی هستم که به امر پروردگار موسی را از دريا عبور داد , من همان کسی هستم که به اذن پروردگار ابراهيم را از آتش بيرون آورد ؛ من همان کسی هستم که به اذن پروردگار نهرها را جاری ساخت و چشمه ها را شکافت و درختها را کاشت. منم عذاب روز " ظله " , منم آنکه از محل نزديک ندا کرد که ثقلان ( جن و انس) آن را شنيدند و گروهی آن را فهميدند. هر آينه من به هر گروهی از جباران و منافقان به زبان خودشان می شنوايانم. منم خضر دانای موسی و منم آموزگار سليمان پسر داوود . منم ذوالقرنين و منم قدرت خدای عز و جل.

ای سلمان و ای جندب ! من محمدم و محمد من است. من از محمدم و محمد از من است خدای  تعالی می فرمايد : " دو دريا را به هم آميخت و ميان آن دو برزخ و فاصله ای است که تجاوز به حدود يکديگر نمی کنند."...

 

 

و به قول حاج آقا دولابی:

پيامبر اکرم فرمود : انا و علی ابوا هذه الامّه : من و علی دو پدر اين امتيم . فرزندان بر سر سفره  پدرشان رزق می خورند و از پدرشان ارث می برند. مگر نديدی که حضرت امير (ع) به در خانه های نيازمندان غذا می برد. حالا  اين کار را نمی کند؟

 

 

پ.ن1 : حديث معرفت اميرالمومنين به نورانيت يک حديث نسبتا طولانی است که من فقط بخش بسيار کوتاهی از آن را در اينجا آوردم. دوستانی که مايلند می توانند متن کامل حديث رو از روی منابع زير مطالعه کنند:

بحارالانوار , ج 26, صفحه 1, حديث 1.

کتاب مصباح الهدی تاليف مهدی طيب , نشر سفينه.

کتاب سرّی از اسرار تهيه و تنظيم سيد عباس موسوی مطلق , انتشارات هنارس.

 

 

پ.ن2: حيفم مياد توی اين روزهای عزيز و پر برکت ميلاد مولا , دشمنان و منکران حضرت رو بی نصيب بذارم. هر کسی هم که دوست داره ان شا الله سال آينده در اين ايام زائر حرم مولا باشه با من همراه بشه.

اللّهمَّ العَن مَن غَصَبَ وَليِّکَ حَقَّه وَ اَنکَرَ عَهدَه وَ جَحَدهُ بَعدَ اليَقين وَ الِاقرارَ بِالوِلايتِ لَهُ يَومَ اَکمَلتَ لَهُ الدِّين اللّهمَّ العَن قَتلَتَ اَميرَالمُومِنين وَ مَن ظَلَمَه وَ اَشياعَهُم وَ اَنصارَهُم

 

 

پ.ن 3: از زيارت حضرت علی (ع) گفتم ياد پارسال افتادم که اين روزها داشتم آماده می شدم برای رفتن به کوی دوست: نجف اشرف…

 

 

پ.ن 4: و آخرين حرفم يه تبريک دوباره است به همه پدرها مخصوصا بابای گلم ( هر چند که اينجا رو نمی خونه). اميدوارم به حق حضرت علی (ع) خدا به همشون عمر طولانی و با عزت بده و همه اون پدران بزرگواری  که سايه شون از سر خانواده ها کم شده و همچنين شهدای عزيز قرين رحمت الهی و همنشين انبيا و صالحين در بهشت باشند. التماس دعا

 عيدتون مبارک

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت20:8توسط عطیه | |

علامه مجلسی از کتاب "عده الدّاعی" نقل ميکند که عمر بن شعيب می گويد :

جدم از پيامبر بزرگوار اسلام شنيد که روزی حضرت جبرئيل بر من نازل شد و در حالی که شادمان و خندان بود بر من سلام کرد. من نيز جواب سلام او را دادم و گفتم : عليک السلام يا جبرائيل . جبرائيل عرض کرد : همانا خداوند عزّ و جلّ هديه ای برای تو فرستاده است و آن کلماتی از گنجهای بهشت است که خدا به تو کرامت فرموده است. گفتم : ای جبرائيل آن کلمات چيست ؟ گفت : آن کلمات اين چنين است:

يا مَن اَظهَر الجَميل وَ سَتَرَ القَبيح , يا مَن لَم يُؤاخِذ بِالجَريرَتِ وَ لَم يَهتِکِ السِّتر , يا عَظيمَ العَفو وَ يا حَسَنَ التَّجاوُز , يا واسِعَ المَغفِره, يا باسِطَ اليَدَين بِالرَّحمَه , يا صاحِبَ کُلِّ نَجوی و يا مُنتَهی کُلِّ شَکوي , يا کَريمَ الصَّفح ,يا عَظيمَ المَنِّ , يا مُبتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبلَ اسْتِحقاقِها , يا رَبَّنا وَ يا سَيِّدَنا وَ يا مَولانا وَ يا غايَتَ رَغبَتِنا , اَسئَلُکَ يا الله اَنْ لا تُشَوِّهَ خَلقی بِالنّار.

رسول خدا به جبرئيل فرمود : ثواب اين کلمات چيست؟ جبرئيل گفت : هيهات , هيهات که کسی بتواند آن را به شماره در آورد. اگر تمام ملائکه هفت آسمان و هفت طبقه زمين بخواهند ثواب آن را توصيف کنند تا روز قيامت قادر نيستند حتی جزئی از يک جزء اين کلمات را توصيف نمايند.

هنگامی که بنده ای خدا را بخواند و بگويد :" يا مَن اَظهَر الجَميل وَ سَتَرَ القَبيح" ( ای خدايی که زيبايی را آشکار وزشتی را پنهان می سازی ) , خدا او را پوشانده و در دنيا بر او رحمت می فرستد و در آخرت او را جميل و زيبا می گرداند و با هزار پرده در دنيا و آخرت او را می پوشاند.

هنگامی که بگويد : " يا مَن لَم يُؤاخِذ بِالجَريرَتِ وَ لَم يَهتِکِ السِّتر" ( ای خدايی که به گناه مؤاخذه نمی کنی و پرده گناهکاران را نمی دری ) , خدا او را در قيامت محاسبه نمی فرمايد و در روزی که همه پرده ها پاره می شود و به کناری می رود از او پرده دری نمی فرمايد. 

هنگامی که بگويد : " يا عَظيمَ العَفو" ( ای صاحب عفو بزرگ ), خدا گناهان او را می آمرزد حتی اگر همچون کف دريا زياد باشد. 

هنگامی که بگويد : " يا حَسَنَ التَّجاوُز" ( ای خدايی که از بدان به نيکويی در می گذری ) , خدا نيز از او می گذرد حتی اگر گناهانی چون سرقت و شرب خمر و گناهان هولناک و ديگر کبائر را مرتکب شده باشد.

هنگامی که بگويد : " يا واسِعَ المَغفِره " ( ای کسی که مغفرت و آمرزشت بسيار و گسترده است), خداوند هفتاد باب از رحمت بر او می گشايد و او را در رحمت خويش فرو می برد تا هنگامی که از دنيا خارج شود.

وقتی که بگويد : " يا باسِطَ اليَدَين بِالرَّحمَه " ( ای خدايی که دستهايت به لطف و رحمت گشوده است ), خداوند دست رحمتش را بر او می گشايد. 

هنگامی که بگويد : " يا صاحِبَ کُلِّ نَجویٰ و يا مُنتَهیٰ کُلِّ شَکویٰ " ( ای آن که از هر راز نهان آگاهی , ای پناه و مرجع همه شکوه ها ) , خداوند ثواب همه مصيبت ديده ها و همه مردم اعم از سالم و مريض و زيان ديده و مسکين و فقير را تا روز قيامت به او عطا می فرمايد.

هنگامی که بگويد : " يا کَريمَ الصَّفح" ( ای کريمی که از روی مهر از گناه در می گذری ) ,خداوند کرامت انبيا را به او عطا فرمايد.

هنگامی که بگويد : " يا عَظيمَ المَنِّ " ( ای کسی که منتی بزرگ بر بندگانت داری ), روز قيامت آرزويش را برآورده سازد و آرزوهای خوب همه مردم را نيز برای او برآورد. 

هنگامی که بگويد : " يا مُبتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبلَ استِحقاقِها" ( ای خدايی که بدون سابقه استحقاق نعمت هايت را ارزانی داشتی ), خدا اجر تمام کسانی که نعمتهايش را شکر گزارده اند به او عنايت فرمايد.

هنگامی که بگويد : " يا رَبَّنا وَ يا سَيِّدَنا" ( ای پروردگار ما و ای سيّد ما ) خداوند به ملائکه اش می فرمايد ای فرشتگان من شاهد باشيد که من او را آمرزيده و به عدد تمام مخلوقات بهشت و جهنم و هفت آسمان و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و قطره های باران و انواع مخلوقات و کوهها و سنگريزه ها و عرش و کرسی  به او اجر و ثواب عطا نمودم.

هنگامی که بگويد : " يا مَولانا "( ای آقای ما ) , خداوند قلب او را پر از نور ايمان گرداند.

هنگامی که بگويد : " يا غايَتَ رَغبَتِنا" ( ای منتهای مطلوب ما ) خدا روز قيامت آنچه را که او و ديگر خلائق به آن رغبت دارند به او عطا فرمايد.

هنگامی که بگويد : " اَسئَلُکَ يا الله اَنْ لا تُشَوِّهَ خَلقی بِالنّار "( ای خدا , از تو درخواست می کنم که خلقت مرا با آتش زشت و قبيح نگردانی), خداوند جبار می فرمايد : او را از آتش آزاد گردانيدم . ای ملائکه من شاهد باشيد که او و پدر و مادرش و برادرانش و خانواده و فرزندانش و همسايگانش را از آتش آزاد گردانيدم و شفاعت او را در مورد هزار نفر که آتش بر آنها واجب شده است را می پذيرم.

ای محمّد , اين کلمات را به متقين بياموز و به منافقين ياد مده , چون اين دعايی است مستجاب که هر کس آن را بخواند انشاء الله به اجابت می رسد و اين دعای اهل " بيت المعمور " است که در هنگام طواف به دور بيت المعمور خدا را به آن می خوانند.

بحار الانوار , ج 95 , ص198

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت12:53توسط عطیه | |